تبلیغات
☺جـــزیـــرهــ یــ ســـونــیــکــیــ☺ - جادگران خبره قسمت یک
جادگران خبره قسمت یک
سلام خووبین ؟ چطورین ؟

خب خب فکر کنم بعد از پست سال تحویل این اولین پستی باشه که دارم میذارم

بله بله بروید ادامه

اها شاید یه سری هاتون قسمت سه یا چهار بیایین

خب بپرین در ادامه


http://uupload.ir/files/ya1e_662993_984.jpg
اخیشششش از دست اون سرما خوردگی لعنتی راحت شدم

تا پام رو دم در  کلاس گذاشتم درو یه نمه که باز کردم  یهو داد مدیر بلند :

مدیر : خوب خوابیدی ؟ اصلا تو به من بگو چیزی از درس فهمیدی هان ؟  همه ی معلما از دستت کلافه شدن حیف که بابات دوست صمیمیه وگرنه از اینجا مینداختمت بیرون

سنگ کوپ کرده بود ها وایسا بینم اصلا مدیر با بابای من که دوست نیست  بابای منم که چند سال پییییییییش مرد پس با کی حرف میزنه

در رو بیش تر باز کردم تا ببینم مدیر داره کی رو میزنه والا من اگه جای اون یارو که داره الان دعوا میشه بودم چنان با کله میرفتم تو دهن مدیر که مدیر براش دهن نمونه والا مدیر نق نقو فقط غر میزنه امروزم که باهاش کلاس دارم عالی شد

سرم و کردم تو عههههههههههه این همون پسر ببوگلابی اس بابا این حقشه مدیر بی جهت بهش گیر نداده اصلا مدیر خوب کرد داره این ببوگلابی رو عوا میکنه امروز سر کلاس جز به جز حرف های مدیر رو گوش میدم ( این مدیر ما هم مدیر مدرسه اس هم درس میده معلم ادبیاته )

دوباره داد مدیر بلندشد:

مدیر : چرا ساکتی حرف بزن دیگه

اون پسر ببوگلابیه:حرفی برای گفتن؟ اگه منظورتون این که سوالاتتونو جواب بدم بله خوب خوابیدم از درس هم چیزی نفهمیدم چون برام مهم نیس معلما هم کلافه شدن که شدن چیکارشون کنم بابام مجبورتون نکرد من رو تو این مدرسه ی کسل کننده نگه دارید

ایول خوشم اومد یک یک مساوی مدیر بببینم چیکار میکنی

مدیر: امروز باید تو مدرسه بمونی و کارای مدرسه رو انجام بدی

چیییییییی مدیر این شد تنبیه مدیر اصلا حواست به من هست مثل این که منه بدبخت شورام  ده یک به نفع اون یارو

پسر ببوگلابیه : تا ببینیم شاید وقت نکنم مدیر

مدیر تابلو بود داغ کرده منم بود داغ میکردم اخه این پسر انقدر ریلکسه که ننه قمر عمه ی من میدونه والا خب خب بهتره اعلام حضور کنم که مدیر یه ذره امپرش بیاد پایین

در رو کامل باز کردم و رفتم تو

+ سلام مدیر

مدیر : واای سلام دخترم خوبی ؟ بهتر شدی ؟

اخه اگه خوب نمی شدم که نمیومدم

اون یارو ببوگلابیه در حالی که داشت هندزفریشو تو گوشش میکرد بلند شد و گفت :

ببوگلابی: چییییش

و رفت بیرون

اوهو این یارو چه قدر کینگ کنگ والا خدا به دادم برسه امروز رو

مدیر: راستی دخترم چرا زنگ اول نیومدی؟

وااااای چه قدر دخترم دخترم میکنه دلم میخواد کله اش رو بکنم اوووف

+ خواب موندم مدیر

مدیر : خیلی خب مواظب خودت باش دخترم

و رفت بیرون از کلاس

وااااااای باز گفت دخترم  خب تا کلاس بعدی یه ربع مونده خب تو این یه ربع برم کافه تریا که روده کوچیکه کل معده ام رو میل کرد

کوله ام رو گذاشتم رو صندلیم و از کلاس رفتم بیرون

اچیووووو وااای مثل این که هنوز خوب نشدم

؟: چرا هنوز خوب نشده میای مدرسه ؟

برگشتم سمتش

+ نه سلامی نه علیکی خوبی خانم پیشو ؟ چه خبرا ؟ خب بزار خلاصه کنم چه خبرا از اقای لیوان ؟

کریستال: من یه روز تو رو میکشم حالا میبینی و سلام

+ علیک حالا تا اون رووووووز

کریستال: ها ها اون روز نزدیکه

+ خب بابا بسه میای بریم کافه تریا

کریستال: اوهوم

با هم دیگه رفتیم سمت کافه تریا

........................

+ چی میخوری؟

کریستال: خودت بهتر میدونی چی دوس دارم

+ نه نمیدونم

کریستال: اذیت نکن دیگه الکسا

+ خیلی خب  میرم سفارشمون رو بدم

رفتم دم صندوق

+ سلام

دختری که مسئول صندوق  بود جواب داد

دختره: سلام  بفرمایید؟

+ امم یه قهوه بدون شکر بدون شیر و یه لیموناد با کیک شکلاتی

دختره: بله بله الان براتون میارم فقط شماره یه میزتون

+ اچیووو اچییوو میز 16

دختره : بله الان میارم

رفتم سمت میز و نشستم

کریستال: هنوز خوب نشدی نه ؟

+ چرا چرا شدم ولی خب یه ذره اتسم میاد

شروع کردم به برانداز کردن کافه تریا
عه عه عه اینکه همون پسر ببوگلابیه اس وای بعد از مدرسه موقع تمیز کردن و مرتب کردن من چه طور با این کنار بیام خدایا خودت بهم یه صبری بده یا من رو از دستش نجات بده

کریستال: دختر اگه عاشق شدی بگو خب چرا خیره شدی؟


+ چی چی داری میگی برای خودت تو خیره به چی عاشق کی

کریستال: اره جون عمه ننه ات لابد من نیم ساعت به سم خیره بودم

+ عه اسمش سمه

کلش رو کج کرد و یه قیافه ی سوالی گرفت به خودش

کریستال: یعنی اسمش رو نمیدونستی

+ نچ فقط بهش میگفتم ببوگلابی

کریستال: خخخخخ تو اگه برای یه نفر لقب نذاری میمیری

+ یه چیزی تو این مایه ها

؟: بفرمایید سفارشتون

+ ممنون

دختره سفارشا رو گذاشت رو میز کریستالم قهوه اش رو برداشت و یه قلوپ ازش خورد

+ کریس چه طوری میتونی یه چیز تمام تلخ رو بخوری من که نمیتونم

کریستال:همون طور که تو میتونی یه چیز تمام شیرین رو بخوری

+ خخخخ

شروع کردم به خوردن

کریستال: دو دقیقه مونده به شروع کلاس

+ دروووغ

کریستال: راستتتت

+ خاک عالم

صورت حساب رو برداشتم و پول رو گذاشتم میز یه قلوپ لیموناد خوردم  دست کریستال رو گرفتم و کشیدم و بدو بدو از کافه تریا رفتیم بیرون

کریستال: ای ای کنده شد

+ یه ذره دیگه مونده وایستا خب

و در عرض یه دقیقه مونده به کلاس رسیدیم

+ هه هه ( نفس نفس ) دیدی رسیدیم

کریستال دستش رو شروع کرد به مالش دادن و گفت:

کریستال: اره رسیدیم

 + خب بریم تو کلاس

باهم رفتیم تو کلاس و هر کی نشست سر جاش

؟: پیییس پییییس

به سمت صدا برگشتم

+ سلام لانا

لانا: سیلام

روم رو  کردم به سمت تخته که یه چیز خورد تو کله ام  برگشتم ببینم چی خورده و کی زده دیدم لیلیانا و لیندا دارن میخندن لیلیانا هم با خنده به کاغذ اشاره میکرد
زیر لب گفتم: دیوونه ها

کاغذ رو از رو زمین برداشتم و بازش کردم تو کاغذ نوشته بود : سلام حال و احوال خانوم خوبی دوران سرما خوردگی چه طور گذشت لیلیانا

پایین کاغذ نوشته شده بود : این ابجی من خوله محلش نده خب لیندا

خخ هر جفتشون خولن

دوباره روم رو کردم سمت تخته کاغذ رو هم گذاشتم تو کوله ام

اون یارم ببو گلابی اومد و نشست جلوم

اههه چرا من هر جا میرم اینم هست

استاد اومد داخل کلاس و همه بلند شدیم

استاد: بفرمایید

و همه فرماییدیم

استاد: خب بچه امروز میریم ازمایشگاه میخوام چند فرمول شیمی بهتون یاد بدم خب من شما رو به یه گروه دو نفره تقسیم میکنم

شروع کرد به گروه گروه کردن بچه ها

استاد: الکسا تو و سم با هم دیگه

جااان من با این کینگ کنگ وااای خدا نه نه نه

سم کله اش رو برگدوند سمت من

سم: چیییش بازم که تو

استاد: خب خب بریم ازمایشگاه

رفتیم ازمایشگاه و هر گروه یه جا وایستاد

استاد: خب کتاب رو باز کنید و فرمول هایی که علامت زده شده رو درست کنید

همه: چشم

درحالی که دستکش دستم میکردم رو به سم گفتم: هیی کینگ کنگ شروع کن

سم کتاب رو باز کرد و گفت : خب این و با این مخلوط میکنم تا بشه اینی که اینجا گفته

دو تا پودر رو برداشت داخل الکلی که اونجا بود کرد بعد  یه پودر رو برداشت داشت میریخت تو همون چیزی که درست کرده بود
سرش داد زدم: نه نه نه اون رو با اون مخلوط نکن














 ادامه دارد

[ شنبه 14 فروردین 1395 ] [ 10:01 ب.ظ ] [ Alexa ] [ خب نبود بود؟ () ]
آخرین مطالب