تبلیغات
☺جـــزیـــرهــ یــ ســـونــیــکــیــ☺ - harddisk قسمت دوم
harddisk قسمت دوم
خخ چیه چرا من رو نگاه میکنی برو ادامه

http://uupload.ir/files/lq80_glimpse_into_utterdark_by_m0ai-d5yelqm.jpg
شاخکای فوضولیم داشت تکون میخورد مطمئن بودم این صدا نشون دهنده ی وجود یکی از اون موجوداته خب چه چیزی از این بهتر یه تمرین درست و حسابی برای ازمون

سعی کردم جهت صدا رو بشنوم و به سمت صدا راه افتادم  وقتی رسیدم یه جای تقریبا متروکه بود که یه انبار کاه متروکه هم اونجا بود  رفتم داخل انبار کاه ....کاملا هواش الوده شده بود این نشون دهنده ی  وجود یه هارددیسک بود فقط چرا بیرون نمیاد نمیدونم

احساس کردم یه چیزی از پشت سرم رد شد  به پشت سرم نگاه کردم ولی هیچ کس نبود وقتی برگشتم یه دختر رو دیدم که رو به روم بود تقریبا یه لبخند چندشی زده بود ایش

دختره : خب خانوم کوچولو میدونم برای کشتن این یارو اومدی تا پول بدست بیار ی ولی خب بهتره کار رو به کاردانش بسپاری

تا خواستم یه چیز بگم یه حصاری درست کرد که خیلی عجیب بود تا حالا همچین حصاری ندیده بودم

چند دقیقه بعد یه پسر که رنگ موهاش شکلاتی بود ( توصیف بهتر بلد نیستم خ) اون پسره زیر لب یه چیزایی گفت و اون هاردیسک یدفعه از پشت یه عالمه کاه اومد بیرون که باعث شد قلبم بریزه پایین ( خاک انداز بیارید جمعش کنید خخ) هیچی اون هاردیسک عجیب رفتار میکرد هر جا که اون پسره دستش رو تکون میداد اون هم همونجا میرفت ....هووم فکر کنم داره هارد دیسک رو کنترل میکنه ایول به این قدرت چه باحاله و خفنه اون پسره دستش رو همین جور ثابت نگه داشت و رفت سمت هارد دیسک و یه ورقه ی طلایی از همونایی که لیندا داره چسبوند به هارد دیسک و بلند گفت : بیا مایک

اون - اون هارد دیسک رو سلاح خودش کرد ؟ این کار جرمه فقط روح های مقدس صلاحیت سلاح رو دارن اون یه روح ناپاک رو سلاح خودش کرد اصلا میفهمه وقتی اون رو دستش بگیره امکان سوختگی هست ؟ حالا هر چقدرم از هارددیسک رو تبدیل به سلاح کنه و سلاح قدرت مندی به دست بیاره خیلی خطریه اصلا جرمه باید جلوش رو بگیرم ولی چه طوری ؟ نه ابی هست نه ورقه ای نه خودکاری  کلا نمیدونم چیکار کنم تنها کاری که میتونم بکنم مبارزه ی دست خالیه 

رفتم سمت اون دختره

دختره : هه چیه ؟ تعجب کردی ؟

+ خودت چی فکر میکنی ؟

دختره : بهتره حواسم رو پرت نکنی و بزاری حصارم درست باشه تا پوست قشنگت نسوزه

+ میدونید این کرا بی احترامی به روح های مقدسه ؟

دختره : اااه خیلی حرف میزنی

یه دفعه حصار از بین رفت و شروع کرد بهم حمله کردن

بهترین کار این که اشتباه یه نفر رو به روخش بکشی خخخ خب این نقشه عمل کرد بهرته برم به پسره حمله کنم نزدیکش شدم و خواستم بهش حمله کنم که اون دختره اومد جلوم و شمشیرش رو گرفت جلوم

دختره : خیلی دوست داری از وسط دو نصفت کنم نه ؟

+ هه نمیتونی

یدفعه مثل این احمقا شمشیرش رو کشید رو بازوم و زخمیم کرد

+ هیییییییی چیکار میکنی ؟

دختره یه نگاه بهم انداخت که دو هزاریم افتاد خخ فقط با یه نگاه فهمیدم چی میگه

از اون محل دور شدم و با پای پیاده تا خونه راه افتادم لازم بود که یه ذره با خودم خلوت کنم  تو راه خیلی با خودم فکر کردم از این که قدرت در اختیار  گرفتن هارد دیسک ها دوسال پیش نابود شد یعنی کسی که این قدرت رو داشت اعدام شد یا فکر کردم راجب اینکه اون یارو کار غلطی هم نمیکنه بلاخره اوناهم یه روحن مثل من مثل هر کس دیگه ای که اینجاست هووووف

دیگه به خونه رسیده بودم چه قدر ادم وقتی فکر میکنه زمان زود میگذره هه

رفتم زنگ رو زدم به یه دقیقه نکشید که کریستال در رو باز کرد و میخواست سرم جیغ و داد کنه که نگاش خورد به بازوم و جیغ زد : وااااااااااااااااای بازوت چی شده ؟

+ کوری عایا خب معلومه دیگه زخم شده میذاری بیام تو یانه ؟

کریستال از جلو در رفت کنار و رفتم داخل خونه

کریستال : دروغگو

+ هاان ؟

کریستال : دروغ میگی زخم نشده تو با یه هارد دیسک درگیر شدی

+ خخخخخ چرت نگو بابا

کریستال : قبول ندار ی؟

+ نچ

کریستال : پس بیا بهت نشون بدم

دستم رو گرفت کشید برد جلو ایینه

کریستال : ببین الکی به من دروغ نگو انگار من نمیفهمم

جلل خالق و احسنل خالقین  خخخخ کریستال درست میگه هااا انگار یه هارد دیسک زخمیم کرده دور و اطرافش که سوخته زخمشم که به نظر میاد عفونت کرده هوووف لابد سلاحش یه هارد دیسک بوده دیگه

کریستال : بیا دختره ی کله شق بیا با اب مقدس درستش کنم

+ نههههههه اصلا نمیخواد

کریستال : الکسا ؟؟

+ جونم ؟

کریستال : این تن بمیره چه اتفاقی افتاد ؟

+ بیخیال ول کن بابا میخوام برم دوش بگیرم

کریستال : اها باشه نگو

+ خب فعلا

هیچی دیگه رفتم حموم و زخمم نسبتا بهتر شده بود و تقریبا ساعت نه و نیم بود

داد کریستال بلند شد : بیا شام کوفت کنننننننننن

+ باشههههههههههههه

رفتم داخل پذیرایی و نشستم پشت میز غذا خوری و دیدم که کریستال سگرمه هاش توهمه

+ چیشده خانوم خشن با اقای حساس دعوات شده ؟

کریستال : نخیر 

+ بابت گلدون ناراحتی ؟

کریستال : نههه

+ امممممم نمیدونم

کریستال : چه زود فراموش میکنی

+ اها فهمیدم ...فهمیدی که تو تختت تخم مرغ گندیده گذاشتم

کریستال : نههه...ها چییییییییییییی؟

+ خخخ به خودا اقای حساس گفته بود

کریستال : الکسا به مولا میکشمت

+ رسید حتما بکشم

زود جیم شدم تو اتاقم و در رو قفل کردم خخخ

کریستال : این در رو وا کن تا بهت بگم

+ جونم رو دوست دارممممممم

کریستال : تو میای بیرون دیگه .......فعلا

نمیدونم رفت یا نرفت ولی دیگه صداش در نیومد خخ راستش میدونم چرا ناراحت بود ولی خب میخواستم شادش کنم دیگه خخخ اجی خوله خودمه

خلاصه با شکم گشنه گرفتم خوابیدم .......










ادامه دارد خخخ

خب چه طور بود خوب بود ؟

شاید این رو زود به زود بزارم تا تعداد قسمتاش به تعداد قسمت های جادوگران خبره برسه خخخ

خب ادامه مساوی با نظرات پونزده به بالا خخخ


[ جمعه 4 تیر 1395 ] [ 08:38 ب.ظ ] [ Alexa ] [ چرت نبود ..بود؟ () ]
آخرین مطالب
نمایش نظرات 1 تا 30