تبلیغات
☺جـــزیـــرهــ یــ ســـونــیــکــیــ☺ - جادوگران خبره قسمت نهم
جادوگران خبره قسمت نهم
خخ چیه فعال شدم دیگه خخ بروید ادامه خوراکی هم با خودتون ببرید فقط محیط وبلاگم رو کثیف نکنید حال ندارم جارو بکشم خخخخخ

http://uupload.ir/files/ya1e_662993_984.jpg
فلاویا: خب راستش همتون میدونید قدرت من چیه دیگه

+ من نمیدونم

سم: منم نمیدونم

کریستال : منم همین طور

فلاویا : خسته نباشید

ما سه تا : درمونده نباشی

ماننا : برید تو گروه کر عضو شید هر سه تاتون هماهنگین

+ خب فلاویا قدرتت چیه ؟؟؟

فلاویا : خب دیدن اینده

+ خب ؟؟

فلاویا : بله داشتم میگفتم خب من راستش اینده مدرسه رو دیدم

ماننا : اتیش میگره نه بعد هممون راحت میشیم نه ؟؟

فلاویا : درسته ^.^

ماننا: چیییییییی؟

فلاویا : درست گفتی ^.^ بنازم به هوشت هم خونه ^.^

ماننا : هوراااااااااااااااا

هانترس : یعنی به خاطر همین نمیومدی مدرسه تا تو اتیش سوزی برات اتفاقی نیوفته ؟؟

فلاویا : نچ ^.^

ماننا : د بگو دیگکه نصف جونم کرد ی

فلاویا : خب راستش تو اینده که همین چهار شنبه این هفته اس مدرسه اتیش میگیره و میوفته تقصیر من

+ چرا تقصیر تو ؟؟

فلاویا : خب راستش من چهار شنبه فقط تو مدرسه میمونم بعدش تو اینده ندیدم که چه اتفاقی میوفته که باعث میشه مدرسه اتیش بگیره فقط بعد اتیش سوزس بسازی مدرسه رو دیدم که همه من رو مقصر میدونن

+ که این طور ..........خب من یه کاری میکنم که هیچ کس نتونه بره مدرسه

ماننا : بیخیال فلا نمیاد مدرسه ما هم چهار شنبه نمیریم مدرسه و مدرسه اتیش میگره و راحت میشیم

+   -____-

سم : راست میگه

+ تو یکی حرف نزن

ماننا : خوب دیگه تو هم یه ذره استراحت میکنی

+ خب مدرسه که الکی الکی اتیش نمیگیره حتما  یکی یه کاری میکنه که باعث میشه اتیش بگیره اگه اون شخص اسیب ببینه چی

سم:  پرتوس فداکار نشو خواهشا

+ ای بابا من که هرچی بگم شما یه چیز  میگین پس بیخیالش

همه : هوراااااااا


روز پنجشنبه :

با سرعت موافق جت داشتم میدوییدم تا به کلاس برسم عالی شد باید بیشتر از دنیا خبردار باشم چرا به دنیا دارم گیر میدم خب خودم میدونستم که مدرسه اتیش نمیگیره

بلاخره رسیدم دم در کلاس و با کله رفتم تو

+ سلام به دوستان گل گلاب ^.^

سم : چرا چرا باید این جوری میشد چرا اینجا اتیش نگرفت

هانترس : خوابم میادددددد

ماننا : ای دمین بری زیر تریلی

دمین : خودت بری زیر تریلی خواهرم

هری : چه خوب شد اتیش نگرفت چون دیگه کم بود محبت از طرف دخترا پیدا میکردم ^.^

هانترس : ببند هری اون حلقو

+ اممممممم سلام کردماااااا

لیان : اه بذارید بخوابم هی حرف میزنید #.# ZZ

کریستال : من تکلیف های ادبیات رو انجام ندادممممممممم

+ سلام کردممممممم

همه : کوفت سلام

+ عاشق ابراز محبتتونم

سم : خواهش کاری نکردیم

یه دفعه فلا اومد تو

فلاویا : بچه ها فهمیدم چرا مدرسه اتیش نگرفت

ماننا : خاک برسرش کنن چرا نگرفت ؟

فلاویا : خب راستش من خواستم ادامه ی اینده مدرسه رو ببینم و دیدم و چهارشنبه وقتی بنده تو مدرسه میمونم یه نفر که اونم نمیدونم کیه فقط یادمه یه بار دیدمش  بعد اون به هوای این که من تو مدرسه ام میاد تا تمرین های کلاس اشپزی رو انجام بده همیننننن بعد یادش میره که گاز رو خاموش کنه و در نتیجه  مدرسه میره رو هوا ولی چون من نبودم و هیچ کس دیگه ای نبوده اون  نمیاد نمره اشپزیش از همه کتر میشه بله سوالی هست ؟؟

+ بله خب من که سوالی ندارم ^.^

ماننا : نباید این جوری میشد

الینا ( یکی از اعضای شورای دانش اموزی ) اومد داخل و رو به من گفت : الکسا رئیس شورا ها کارت داره














ادامه دارد خخخ

خب اگه چرت بود معذرت خخخ

خب جونم واستون بگه سه قسمت دیگه فصل اول جادوگران خبره تموم میشه و فصل دوم که اسمش مدرسه خرابه اس خخخ حالا میفهمین چرا این اسم براش  میذارم خخخخ

خب منتظر باشید خخ





[ شنبه 5 تیر 1395 ] [ 12:32 ب.ظ ] [ Alexa ] [ خب چه طور بود ؟ () ]
آخرین مطالب
نمایش نظرات 1 تا 30